" وارفته " کسی است که درباتلاق نفس وهوی فرورفته وهرسال نسبت به سال قبل بیشتراسیرنفس وخودخواهی است .
" وارسته " کسی است که از " قید " نفس وهوی " رسته " است . تازمانی که دراین دنیاست " نفس " تزکیه شده اش رانگه می دارد .
هم وارفتگان دیگران رابه دنبال خودمی کشانندهم وارستگان . منتهی وارفته نه که درباتلاق است درصورتی که توهم همراه اوشوی ماننداوخواهی شد . شاید ظاهرالصلاح شوی ولی از باطنت کوه کوه نجاست عیان است .
وارسته همانطورکه خودش ازقیدنفس وهوی رسته است چون توهم بااونشینی ترانیزازقید هوی ونفس می رهاند.
درروایت دارد " دجال " درآخرالزمان ظاهرشود . اوسواربرخرش - مردم رابه خرخود می خواند . (دراینجامنظورخرنفس است . یعنی " دجال " چون نفسش راتربیت نکرده است ونفس او درمرتبه ی " خریت " است هرکس به طرف اورود از " خریت " اش بهره مند می شود. وماننداودرخریت خودش دست وپامی زند . وپرواضح است که هرکس با" بی تربیت " نشیند اوهم بی تربیت شود .)
+
نوشته شده در
2009/6/27ساعت 6:16 توسط ابن الجوادین
|