|
( فرهنگي _ اجتماعي )
|



حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ محمدجواد انصاری همدانی(رضوان الله تعالی علیه)درسنین سی وچندسالگی

![]() |
بعدازوفات آیت الله العظمی حاج سیدعلی قاضی رض آیت الله نجابت سیزده سال ازمحضرعرفانی آیت الله العظمی وحجت الله الکبری حاج شیخ محمدجوادانصاری همدانی رضوان الله تعالی علیه بهره می بردند.
![]() |

آيتالله العظمی حاج سیدعلی محمددستغیب دامت برکاته و توفیقاته بیش ازچهل وپنج سال درمحضرعرفانی آیت الله العظمی حاج شیخ حسنعلی نجابت شیرازی رض کسب فیض ومعرفت می نمودند!

حضرت آیت الله حاج سید علیمحمددستغیب درکناراستادخودآیت الله العظمی حاج شیخ حسنعلی نجابت رض
استفتاء از محضر حضرت آیت الله العظمی سیّد علی محمّد دستغیب شیرازی مدّظلّه العالی
سوال: نماز خواندن در قطب شمال و جنوب كه شش ماه روز و شش ماه شب است چگونه مىباشد؟

استفتاء از محضر حضرت آیت الله العظمی سیّد علی محمّد دستغیب شیرازی مدّظلّه العالی
سوال: کسانی که مبتلا به بیماری آسم می باشند و با دستور پزشک اسپری هوا مصرف می کنند آیا برای روزه آنها اشکال پیش می آید؟
جواب: این افراد می توانند روزه بگیرند و استفاده از اسپری هوا اشکال ندارد.
سوال: اگر زنی به خاطر بارداری به سختی و مشقت می افتد آیا می تواند اقدام به بستن لوله رحم نماید؟
نظریه گفت و گوی تمدنها اولین بار در سال 1375 در یک نطق انتخاباتی مطرح شد و بعدها این شائبه به وحود آمد که این نظریه برای تبلیغات انتخاباتی بیان شده است. به راستی ارائه این نظریه بر چه ضرورت هایی استوار بوده است؟
خاتمی: خوشحالم که از منشاء طرح گفتو گوی تمدن ها و این که در کجا و در چه شرایطی این نظریه مطرح شد صحبت کردید. چرا که شاهد یک سلسله بد اخلاقی ها در ارتباط با نظریه گفتو گوی تمدنها هستیم و حرفهای بی پایه و اساسی که البته با اهداف و انگیزههای خاص بیان می شود.
چه بسا در مورد این نظریه سوء تفاهمهایی وجود داشته باشد و تصور شود که این نظریه تنها جنبه تبلیغاتی و انتخاباتی داشته است، غافل از این که واقعیت اینچنین نیست و این نظریه برآمده از دغدغه خاطر نسبت به سرنوشت عالم و آدم و بخصوص ایران است.
نظریه جنگ تمدنها در آغاز دهه 90 مطرح شد، هنگامی که جنگ سرد پایان یافته بود و اتحاد جماهیر شوروی فروپاشیده بود. کشورهای کمونیستی با محوریت اتحاد جماهیر شوروی به عنوان قطب مقابل نظام سرمایه داری از هم پاشیده شده و نظام سلطه و سرمایه داری در اوج قدرت و نخوت بود
نمی خواهم این سوء تفاهم به وجود آید که مراد من طرح این نظریه به سفارش سیاستمداران بوده است. مبانی این نظریه به خودی خود قابل بحث و گفت و گو است.
نظریه برخورد تمدنها بیش از آنکه نظریهای فلسفی باشد، نظریهای ژورنالیستی است و در واقع بازتاب واقعیتها و ذهنیتهای دنیای غرب در ذهن یک نویسنده است. اگر کمی به عقب برگردیم، در اواسط دهه 80، نیکسون، رئیس جمهوری اسبق آمریکا با نمایان شدن آثار ضعف در اتحاد جماهیر شوروی و حتی پیش از فروپاشی این قطب بزرگ کمونیسم در کتاب خود، دشمن آینده غرب را اسلام معرفی می کند و به نوعی سیاستمداران غربی را در مقابل اسلام به عنوان دشمن آینده به موضع گیری فرا می خواند.
اینکه چرا غرب و نظام سلطه نیاز به دشمن دارد را باید در روان شناسی اقتدار طلبی و دیکتاتور مآبی جستجو کرد. دیکتاتور مآبی گاهی در عرصه بینالمللی است و گاهی در عرصههای داخلی. معمولاً تمامیت خواهان و آنان که طالب سلطه بی چون و چرا هستند، برای توجیه سلطه خود و رفع و دفع آنچه مخالف خود می دانند، نیازمند دشمن اند. پس اگر این دشمن وجود خارجی داشته باشد آن را بسیار بزرگتر از آنچه هست جلوه میدهند و اگر وجود نداشته باشد، دشمن سازی و دشمن تراشی می کنند.
آمریکا پس از پایان جنگ جهانی دوم، خود را مالک دنیا و محور و مدار دنیای غرب و منجی آن میدانست و با این تصور که برادر بزرگی برای دنیا است سودای تسلط بر عالم و آدم در سر می پروراند. آمریکا در دوران جنگ سرد نیازمند دشمن بود و این دشمن درآن دوران کمونیسم و دنیای سوسیالیست بود. جنگهای تبلیغاتی وسیعی در این زمینه صورت گرفت و جهان را تا مرز درگیری اتمی پیش برد که خوشبختانه این فاجعه رخ نداد. امّا با پیدایش ضعف و فتور در اتحاد جماهیر شوروی دشمن تراشی آمریکا مجدداً در سمت و سویی دیگر دنبال شد.
این بار اسلام دشمن بزرگ آمریکا نامیده شد، چرا که اسلام هویت بخش بزرگی از دنیا بود و کشورهای اسلامی در استراتژیک ترین نقطه دنیا قرار گرفته بودند و تسلط بر کشورهای اسلامی برای غرب منافع بی شماری به همراه داشت. منافعی که اسلام و هویت اسلامی مانع از رسیدن به آن بود.
علاوه بر جنبشهای اسلامی که در یکصد سال اخیر وجود داشته، ظهور انقلاب بزرگ اسلامی در ایران و تبدیل آن به نظامی با شعار استقلال، آزادی و پیشرفت و ضدیت با استکبار که میتوانست به الگویی برای تمام کشورهای تحت سلطه در جهان بدل شود مزید بر علت شد تا آنها اسلام را دشمن واقعی خود معرفی کنند.
جنگ تمدنها در واقع انتقال از جنگ ایدئولوژیک میان شرق و غرب به عرصه فرهنگ و تمدن بود. جنگی که به واسطه ریشه دار بودن فرهنگ و تمدن از جنگ ایدئولوژیک به مراتب جدیتر بود.
طرح و انتشار این نظریه مرا که علاقمند به مسائل اجتماعی، سیاسی و بین المللی بودم، به فکر واداشت که این نظریه با هر انگیزه ای مطرح شده باشد، خطری جدّی برای ما به شمار می رود و امری را توجیه می کند که به هیچ وجه به نفع کشورهای اسلامی نیست. لذا ذهنم از همان زمان معطوف به ایده ای برای مقابله با نظریه برخورد تمدنها بود. من برای نخستین بار در سال 1375 از نظریه گفت و گوی تمدنها سخن گفتم. بعدها بحث انتخابات پیش آمد و در عرصه های مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و بین المللی برنامه ها و رویکردهای نامزدها مطرح شد و من نیز گفت و گوی تمدنها را به عنوان اصلی که می تواند در روابط بین الملل اثرگذار باشد مطرح کردم.
ایده گفت و گوی تمدنها می تواند به پیشبرد مذاکرات سیاسی و برقراری ارتباط دیپلماتیک میان کشورهای مختلف کمک کند؟
خاتمی: اشتباه دیگری که رخ داده این است که عده ای تصور می کنند گفت و گوی تمدنها همان مذاکرات سیاسی دولتها است که در دنیا صورت می گیرد و مثلاً تحت عنوان گفت و گوی تمدنها ایران و آمریکا با هم مذاکره می کنند و روابط دیپلماتیک این دو کشور از سر گرفته می شود!
ابداً گفت و گوی تمدنها به معنای مذاکره نیست. فرق است میان گفت و گو و مباحثه و مذاکره. در مباحثه دو طرف بر اساس اعتقاداتی که به یک سلسله اصول دارند باهم وارد بحث شده، برای اثبات رأی و نظر خود به بحث می نشینند. در مذاکره هم که عمدتاً سیاسی است، منافع دو طرف که بعضاً مشترک هم نیست مدار و محور است. اما گفت و گو با این هر دو تفاوت دارد. گفت و گو روند تلاش و همکاری میان دو اندیشه است، برای رسیدن به حقیقت و نزدیکتر شدن به آن. در مذاکره این ماییم که مذاکره را اداره می کنیم، اما در گفت وگو این گفت وگو است که ما را حول نقطه ای مشترک به پیش می برد.
اگر در جستجوی ریشه ای اسلامی برای گفت وگو باشیم، می توانیم در آیه 63 سوره آل عمران و در کلام خداوند خطاب به اهل کتاب آن را بجوییم:
تَعَالَواْ إِلَى کلَمَةٍ سَوَاء بَینَنَا وبینَکمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ ولاَ نُشْرِک بِهِ شیئًا ولاَ یتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ
(بر سر سخنى که میان ما و شما یکسان است بایستیم که جز خدا را نپرستیم و چیزى را شریک او نگردانیم و بعضى از ما بعضى دیگر را به جاى خدا به خدایى نگیرد)
خداپرستی، وحدت، آزادی و آزادگی نقطه اشتراک همه ماست و مبنای خوبی است برای آغاز حرکت، گفت و گو و یافتن راه چاره برای بسیاری از مشکلات امروز دنیا.
در حال حاضر در شرق و غرب، در جهان اسلام و مسیحیت نقطه مشترکی که می تواند آغاز راه و مبنای تلاش مشترک باشد مسأله نامنی است. امروزه همه ما چه در نیویورک، چه در واشنگتن، چه در تهران، چه در مسقط یا خارطوم و فلسطین ... احساس ناامنی می کنیم. بشریت با پیدایش سلاح های کشتار جمعی و فزونخواهی هایی که در دنیا وجود دارد به شدت از آینده خود در هراس است. آیا در این شرایط که همه ما از ناامنی رنج می بریم یک صدا بگوییم که ما خواهان صلح و امنیت برای همه مردم دنیا هستیم؟ خوشبختانه مایه های این هراس از ناامنی و دعوت به همزیستی و صلح در همه فرهنگ ها وتمدنها وجود دارد و فصل مشترک مهمی برای تبادل نظر و گفت و گو و گذر از ناامنی به صلح و همزیسیتی برای همگان است.
پیشنهادتان به رئیس جمهوری آینده ایران برای پیگیری نظریه گفتو گوی تمدنها چیست؟
خاتمی: اگر در انتخابات آینده کسی برگزیده شود که همسویی و اعتقاد بیشتری به گفت و گوی تمدن ها داشته باشد، طبعاً امکانات بیشتری را برای بسط این نظریه جهانی به کار خواهد بست و بخصوص در کشوری مانند ایران که تقریباً همه چیز رنگ و بوی دولتی دارد، اگر دولت در این زمینه با سازمانهای غیردولتی همراه و همداستان باشد، پیشبرد نظریه گفت و گوی تمدنها به مراتب آسان تر و ککم هزینه تر خواهد شد. اگر این رویکرد نباشد طبعاً مشکلاتی ایجاد خواهد شد. کما اینکه امروز امکانات من برای بسط ایده گفت و گوی تمدنها نزدیک به صفر است. من حاضر نشدم از امکانات فراوانی که در دروران ریاست جمهوری در اختیار داشتم به اندازه سر سوزن استفاده کنم یا ریالی برداشت نمایم. بسیاری از سازمانها و مؤسسات غیردولتی از امکانات دولتی برای فعالیتهای پژوهشی، علمی و حتی خیریه خود استفاده میکنند. من حتی حاضر نشدم کتابخانه تخصصی گفت و گوی تمدن ها که 30 هزار جلد کتاب ارزنده آن با اشک چشم و خون دل در دوره مسؤولیتم به عنوان رئیس جمهوری گردآوری شده بود و بدون شک فاخرترین کتابخانه تخصصی در حوزه گفت و گوی تمدن ها در جهان است را به مؤسسه بین المللی گفت و گوی تمدنها که به عنوان یک نهاد غیردولتی تأسیس کردم منتقل نمایم
رئیس جمهوری آینده ایران اگر به واقع معتقد به حق حاکمیت مردم باشد، دموکراسی گسترش خواهد یافت؛ اگر به آزادی بیان پایبند باشد، مطبوعات رونق می گیرند، اگر به بخش خصوصی و تولید و سرمایه گذاری ایمان داشته باشد، شاهد رونق و شکوفایی اقتصاد ایران خواهیم بود و اگر به جامعه مدنی ایمان داشته باشد، تشکلهای صنفی، فرهنگی و اقتصادی در ایران پروبال خواهند گرفت و اگر تنش زدایی را در دستور کار دستگاه دیپلماسی خود قرار دهد، فعالیتهای بین المللی از جمله مقوله گفت و گوی تمدنها رونق خواهد گرفت.
شکی نیست که باور و جهت گیری دولت آینده در پیشرفت مقوله گفتو گوی تمدنها مؤثر خواهد بود. اما همه این امور بستگی به این دارد که چه میزان فضا برای حضور مردم در عرصه باز شود. اگر حضور مردم در عرصه حداقلی باشد، با وجود آنکه انتخابات مشروع است، اما منتخب مردم پشتوانه با آراء اندکی که دارد، به هیچ وجه نماینده اکثریت جامعه نخواهد بود. امیدوارم کسانی که در انتخابات آینده ریاست جمهوری شرکت می کنند، چه مردم و چه نامزدها موقعیت حساس کنونی ایران را به درستی دریابند و مصلحت و اولویت های کشور را در نظر بگیرند. (منبع خبراز:khatami.ir)
|
|
|
|

| |||||

![]() | |||
![]() | |||