تبليغاتX
* * * * * * * * جوادین ع
( فرهنگي _ اجتماعي )

امام صادق علیه السلام فرمودند : ما می گوییم در ما ورای کوفه قبریست که هر بیماری به آنجا پناه ببردشفامیگیرد.

دلهای پریشانی که بر اثر بیماری دختر19 ساله ی خود که فلج است و از ویلچر استفاده می کند به شدت غرق اندوه بود ومراجعه فراوان به پزشکان سودی نداشت که پزشکان نیز حتی ازدرمان وی قطع امید کرده بودند.

ولی این دختر که دعاء عبد الکریم السهلانی نام دارد واهل امارات متحده عربی ودقیقا اهل شارجه می باشد به همراه خانواده اش تنها امید خود را به کسانی بستند که خداوند مرقدشان را قطعه ای از بهشت قرار داد ، این خانواده عزم سفر کرده وبه سوی سرزمین پیامبران واولیای خدا در نجف اشرف وکربلای معلی رهسپار گشتند .

آنان در حالی دیار خود را ترک می کردند که به کسانی که به آنان امید بستند اطمینان کامل داشتند ، انان داخل سرزمین عراق شدند با تمام اشتیاق لازم برای زیارت ولی صالح خدا وبا حالتی گریان وارد حرم مطهر شدند.

این پدر به همراه دختر خود با ویلچر وارد حرم مطهر امیر مؤمنان علیه السلام شدند وبا حالت تضرع والتماس به نزدیک ضریح رسیدند صدای تکبیر وصلوات بلند شد ودختر توانست روی پای خود بایستد.

او درکنارپدرگریانش ایستاد در حالی که خود نیز باور نداشت شفا گرفته است پدردختر خود را همراهی کرد تا نزد مادر وخواهرانش برساند مادرش با دیدن این صحنه نتوانست اشکهای خود را پنهان نماید ودر حالی که شفای او را تبریک می گفت و گریه می کرد او را در آغوش گرفت.

لحظاتی بعد صدای مؤذن بلند شد وهنگام نماز ظهر در آستان مقدس علوی این دختر برای ادای فریضه نماز ایستاد وسپس دو رکعت نماز شکر خواند تا خدا را به خاطر شفا گرفتن به برکت مولای موحدان علی علیه السلام سپاس گوید.



http://www.mypardis.ir/Storage/194049.10449.jpg

http://www.mypardis.ir/Storage/194049.24419.jpg

http://www.mypardis.ir/Storage/194049.31681.jpg

http://www.mypardis.ir/Storage/194049.14315.jpg

http://www.mypardis.ir/Storage/194049.16821.jpg

http://www.mypardis.ir/Storage/194049.33422.jpg

http://www.mypardis.ir/Storage/194049.24113.jpg

+ نوشته شده در  2008/9/20ساعت 5:2  توسط ابن الجوادین  | 


                               سیدمیرمحمیدعلیه السلام
امامزاده سیدمیرمحمود_سیدی محمید _علیه السلام.jpg


(به مناسبت شروع سال تحصیلی جدید):دردوراني كه دردبيرستان درس مي خوانديم استاد ادبيات مان جناب استاد " سيد فضل الله دژم " گفتند : " زمان گذشته براي شناختن تلفظ صحيح كلمه به مخاطب ، روشي به نام آوانگاري به كاربرده ميشد . دراين روش تلفظ صحيح را بالغت لاتين مي نوشتند كه اين روش بعد ازانقلاب بدون اين كه جايگزيني براي آن آورده شود حذف شد " درتوضيح گفتارايشان بايست عرض كنم مثلا مامي نويسيم " شطح بروزن قلم " يا " شطح بروزن فرش " (چون اين كلمه به هردووزن آورده شده وخوانده مي شود) ولي براي اين كه خواننده يك متن در خواندن يك كلمه مثلا كلمه ي " سيدي محميد " دچاراشتباه نشود چظور ميتوانيم خواننده را ازخطا مصون بداريم ؟ اينجاست كه نياز به همان روش آوانگاري به ميان مي آيد پس مطابق روش فوق مينويسيم (سيدي محميدSaidi Mahmid) كه نام امامزاده اي است كه جد محلي بعضي ازسادات است . نام اصلي ايشان " امامزاده محمود " ع است ولي درگويش محلي به او " سيدي محميد " ميگويند .*********************************************************************************************************************************************************************************************************ايشان زماني كه بنده سه سال آخردبيرستان افتخارحضوردرمحضرشان راداشتم بيش از27 سال سابقه تدريس داشتند كه همزمان دردانشگاه هم تدريس مي كردند(ايشان دستور زبان فارسي ، انشائ فارسي و قافيه وعروض تدريس مي كردند . ايشان چنان آن مطالب را به شاگردان منتقل ميكردند كه بسياري از مطالبي كه بنده فراگرفته ام درنوشتارم آنها رابه كاربندم حاصل زحمات آن روز ايشان است ضمن اين كه آن بيان مفصل ايشان درمورد سبك نيمايي وشاعر سنت شكن " نيما يوشيج " ويك جمله از ايشان هنوز درگوشم طنين انداز است كه گفتند : " كساني كه بيشترين تحولات را درجامعه بشري ايجاد كردند ازميان روستا زداگان بودند " واين رادر مورد نيمايوشيج مي گفتند ) . استادديگرمان جناب استاد " خادميون " بودند كه 35سال مشغول تدريس بودند(وادبيات فارسي تدريس ميكردند اولين بار شرح كلمات زيبا ومقدس سيرمن الخلق الي الحق ....._ اسفار اربعه را ازايشان شنيدم ).استاد ديگرمان" استادحسين اسلامي " بيش از25 سال سابقه تدريس داشتند . ومعرف اسلامي تدريس مي كردند.( اولين بار حكايات آيت الله العظمي حاج سيد علي قاضي طباطبايي تبريزي رض را از ايشان شنيديم ومحظوظ شديم ) جا دارد كه اينجا ازيكي ديگر ازاساتيد بزرگوارم نام ببرم . حقير ازدوران ابتدايي قصه مي نوشتم . باورود به دبيرسان يك روز استاد " مدرسي "_ برادر آيت الله شيخ محمدحسن مدرس ره _ سر كلاس مان آمدند ودرس ماباايشان شروع شد . ايشان هم بالاي 25 سال سابقه داشتند . حقير داستانهايم رابه ايشان مي دادم وايشان همه رابانهايت لطف وبزرگواري مي خواندندومطالب لازم را ميان خطوط باخودكاري به رنگ ديگر !! يادداشت ميكردند وبعدداستان رابه بنده برميگرداندند . ضمنا ناظم دبيرستان هم آقاي " تقي سليماني " بودند كه ايشان هم بالاي 25 سال سابقه اداري داشتند . يك روز استاد بزرگوار " سيد عبدالجبار توفيقيان " رحمت الله عليه كه از اقواممان بودند _ ايشان چند سال پيش در ماه مبارك رمضان ، براي فقرا اجناس وهدايايي برده بودند كه درراه برگشت تصادف كرده و بازبان روزه به اجدادگرام شان پيوستند _ از بنده پرسيدند : " كجا درس ميخواني ؟ گفتم : دبيرستان استاد مطهري .(ايشان هم درآنجادوران دبيرستان را سپري كرده بودند) از اساتيدمان پرسيدند. بزرگواران مذكور را نام بردم . هر كدام راكه نام مي بردم مي گفتند : ا هنوز ايشون درس ميده ؟ بعد ايشان گفتند : پس به اونجا نميشه گفت دبيرستان اونجادانشگاه مطهري يه "

   

  امامزاده حیدرعلیه السلام برادرآقا امام رضا  و " احمدبن موسی "شاهچراغ علیهماالسلام

 

امامزاده شاه میرعالی حسین علیه السلام


ادامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه ی مطـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلب
+ نوشته شده در  2008/9/17ساعت 4:58  توسط ابن الجوادین  |