تبليغاتX
* * * * * * * * جوادین ع
( فرهنگي _ اجتماعي )


http://dc151.4shared.com/img/119240928/11d827ea/JAVADAINBLOGFACOM____Ayatollah_Alozma_Haj_Sheikh_HasanAli_Nejabat_Shirazi_Shagerde_erfani_ayatollah_ghazi_tabatabea_tabrizi__Ayatollah_Ansari_Hamadani__.jpg?sizeM=3

زندگینامه آیت الله العظمی حاج شیخ حسنعلی نجابت شیرازی رض

جناب ملجأ السالكين و شيخ العرفاء الشامخين، قدوة الاولياء و زبدة العرفاء، معدن العلم، محيى آثار الأنبياء و الأوصياء، شيخ المجاهدين، فقيه أهل‏ بيت العصمة و شمس فلك المحبّة و قمر سماء المعرفة، مخلص للَّه، فانى فى اللَّه، باقى باللَّه، مجاهد فى سبيل اللَّه و فى اللَّه، عالم عامل و فقيه كامل حضرت آيت ‏اللَّه العظمى حاج شيخ حسنعلى نجابت شيرازى -قدّس سرّه الشريف- فرزند مرحوم حاج غلامحسين نجابت در سال 1296 هجرى شمسى در خانواده‏اى كريم ‏الاصل و نجيب النسل در شيراز متولّد شدند.

پس از گذراندن دوره مقدّماتى در مدرسه علميه خان شيراز كه تحت نظر آيت‏ اللَّه العظمى سيّد عبداللَّه شيرازى اداره مى‏شد به نجف اشرف مشرّف شدند.

مقام علمى و اساتيد ايشان

بيش از يك دهه از ورود ايشان به نجف نگذشته بود كه بعنوان مجتهدى ورِع و فقيهى صاحب‏نام آن هم در حوزه علميه نجف اشرف مطرح مى‏شوند و در كلّيه علوم ظاهرى (فقه و اصول، تفسير، كلام...) در محضر مراجع بزرگ آن زمان زبانزد خاصّ و عام بوده تا جايى كه در هيئت استفتائيه مراجع، زمانى را سپرى مى‏كنند و شهرت علمى ايشان در نجف به حدّى بود كه معروف بود كه ايشان اگر نجف مى‏ماندند از نظر همان علوم متعارف فقه و اصول و... در حدّى بالاتر از مرحوم آقاضياء عراقى (استاد مراجع آن زمان) بودند.

استادان بنام ايشان در فقه و اصول و ... آيت‏اللَّه العظمى سيّد عبدالهادى شيرازى، آيت‏اللَّه العظمى سيّد ابوالحسن اصفهانى، آيت‏اللَّه العظمى سيّد ابوالقاسم خوئى و آيت‏اللَّه العظمى شيخ على‏محمّد بروجردى بودند. ايشان در سنّ 28 سالگى به درجه اجتهاد نائل شدند و عمده اجازات ايشان از نامبردگان فوق مى‏باشد.

اساتيد عرفانى

چنانچه ذكر كرديم حضرت آيت ‏اللَّه نجابت(ره) با آن همه معلومات اگر مى‏خواستند در همان نجف اشرف ادامه درس و بحث حوزوى داشته باشند يكى از نوادر عصر خود و يكى از استوانه‏هاى مرجع و ملجأ مردم و طلّاب مى‏بودند، امّا چون طالب مطلوب واقعى بوده و علوم ظاهرى را مقدّمه براى ورود به علم واقعى مى‏دانستند، جوياى انسانى كامل از اولياء الهى بودند كه از زلال معرفت و هدايت خاصّ وى برخوردار شوند، كه در همين راستا خداوند تبارك و تعالى به اراده و مشيّت خاصّه خود شخص محترم و عزيز و كاملى را جهت ارائه طريق به مرحوم آيت اللَّه نجابت معرّفى مى‏فرمايد، يعنى ايشان به خدمت استاد كلّ و مرجع و ملجأ مراجع تقليد آن زمان از هر جهت -چه ظاهرى و چه واقعى و معنوى- يعنى مرحوم حضرت آيت‏اللَّه العظمى حاج سيّد على قاضى طباطبائى -قدّس سرّه الشريف- مى‏رسند كه سير واقعى و حركت متّصل به سوى حضرت احديّت شروع مى‏شود.

 اگر بخواهيم به زندگانى فيلسوف، حكيم الهى، مجاهد فى سبيل اللَّه، عالم كامل و فقيه جامع مرحوم آيت‏اللَّه العظمى حاج سيّد على قاضى بپردازيم، بايد گفت: مثنوى هفتاد من كاغذ شود. بنابراين به فرموده مرحوم حضرت آيت‏اللَّه نجابت كه از شاگردان برجسته محضر عرفانى ايشان بودند اكتفا مى‏كنيم:

 وقتى صحبت از استقامت و پايمردى و صبر مى‏شد، نام اين بزرگوار را به عظمت و تكريم و وقار مى‏آوردند بطورى كه چهره‏شان تغيير مى‏كرد، آنچنان با قدرت و از اعماق جانشان سخن مى‏گفتند كه سخن به جان انسان اثر مى‏كرد و تغيير مى‏داد وضع شخص را، يعنى به دنبال سخن يك اتّصال معنوى با ربّ‏الارباب حاصل مى‏شد. خود بيان نام و ذكر احوالات حضرت آيت‏اللَّه قاضى آنچنان انسان را تحت تأثير قرار مى‏داد كه حضور حضرت آيت‏اللَّه قاضى را انسان درك مى‏كرد، علّتش فقط حضور آيت‏اللَّه نجابت در مقام بيان حالات آيت‏اللَّه قاضى گويا در حضور آيت‏اللَّه قاضى است. آنچنان اتّصال بين آيت‏اللَّه نجابت و آيت‏اللَّه قاضى بود كه سخن آيت‏اللَّه نجابت همان سخن آيت‏اللَّه قاضى مى‏شد و اثر همان اثر.

 شاگردان ايشان زياد ملاحظه مى‏كردند كه در حقيقت سخن از حالات خود آيت‏اللَّه نجابت بود، امّا هنر ايشان در اين بود كه اين حالات را و كرامات را به مرحوم آيت‏اللَّه قاضى نسبت مى‏دادند.

 الحق هم بايد شخصى مثل آيت‏اللَّه نجابت معرّف آيت‏اللَّه قاضى باشد، كسى كه در همان چند سال محضر آن بزرگوار كمال استفاده را بردند. ايشان مى‏فرمودند:

 »اگر بخواهيم راجع به صبر آيت‏اللَّه قاضى صحبت كنيم بايد به اين نكته توجّه كامل داشته باشيم كه ايشان از نظر علميّت بى‏نظير بودند يعنى يكى از مدرّسين فقه و اصول حوزه نجف اشرف بودند و شاگردان بسيارى تربيت كردند، در تمام علوم احاطه كامل داشتند، تقوا و زهد ايشان انسان را به ياد جدّش اميرالمؤمنين(ع) مى‏انداخت، از نظر مخارج منزل سخت تحمّل مى‏كردند ناملايمات را، فشار زندگى طاقت فرسا بود، با اين همه فضيلت و تقوا و علم، امّا هرگز اين مراتب را جهت استراحت خود قرار ندادند، راضى بودند به رضاى خدا، يعنى اگر مى‏خواستند جلب مال كنند عدّه زيادى بودند كه آرزو داشتند مرحوم آيت‏اللَّه قاضى تقاضايى كنند، امّا هرگز سخن راجع به اين امور نفرمودند.

 در مرتبه خواب و مكاشفات كه بعضى از بزرگان در طول زندگى از خواب خوب و مكاشفه تا اندازه‏اى برخوردار بودند، امّا اين بزرگوار اسوه صبر و استقامت خودشان مى‏فرمودند: چهل سال از عمرم گذشته بود، يك خواب، يك مكاشفه خوب نداشتم كه لااقل دل خوش كنم به آن.امّا از آنجايى كه صبر ايشان صبر ايّوب و جدّشان رسول اكرم(ص) بود هرگز نسبت به راه تزلزلى و سستى راه ندادند و اراده خداوند و رضاى خداوند را بر تمام مطالب خود مقدّم داشتند، تا اينكه خداوند جليل عنايت خود را به اين محترم عطا نمود كه در آن زمان عدّه زيادى بهره‏مند شدند و اكنون هم از بركات آن محترم طالبين معرفت خداوند متنعّم هستند.

حضرت آيت‏اللَّه نجابت مى‏فرمودند: روز اوّل كه خدمت اين بزرگوار (حضرت آيت‏اللَّه قاضى) رسيدم فرموند: فرزند چه كسى هستى؟ بدون هيچ‏گونه معطّلى عرض كردم: فرزند شما. بسيار اين مرد بزرگ از جواب من خوشحال شد.(1)

 همچنين مى‏فرمودند: همين كه نزديك مى‏شد ماه محرّم مرحوم آيت ‏اللَّه قاضى ديگر قرار نداشتند، همه مى‏دانستند آن جذبه ربّ الارباب، آن عنايات حضرت ابا عبداللَّه الحسين(ع)، اين آتش عشق به خداوند و ائمّه اين بزرگوار را از خود بى‏خود مى‏كرد، لذا مقدارى نان و خوراكى تهيه مى‏كردند اهل منزل و اين بزرگوار از منزل خارج مى‏شدند و پيوسته محزون و گريان بودند.

نقل است كه چند ماهى پيش از شرفيابى آيت‏اللَّه نجابت به خدمت مرحوم قاضى نگذشته بود كه مرحوم قاضى مى‏فرمود: شيخ حسنعلى نجابت اهل حرم است.

 بعد از فوت مرحوم آيت‏ اللَّه قاضى از آنجايى كه خداوند هرگز انسان را رها نمى‏كند، طالب را رها نمى‏كند و عنايت عامّ و خاصّ خداوند به زمان و مكان بستگى ندارد، به خدمت سرسلسله عشّاق، آن متّصل به مبدأ اجلّ، آن سوخته بقا يافته، آن وارد در اسرار الهى يعنى مرحوم آيت‏ اللَّه العظمى حاج شيخ محمّدجواد انصارى همدانى -قدّس سرّه الشريف- رسيدند، كه الحق مى‏بايد گفت: نمى‏شود كسى در واقع خدمت اين بزرگوار برسد و معرفت خداوند نصيب او نشود.

 و راجع به اين مرد بزرگ هم بايد گفت: معرّف ايشان بايد آن شاگرد صددرصد تسليم و مطيع آن بزرگوار يعنى حضرت آيت‏اللَّه نجابت باشد، چون اين وضع را ايشان از همه بيشتر متوجّه بودند. ايشان مى‏فرمودند: مرحوم آيت‏ اللَّه انصارى از نوادر و افراد انگشت ‏شمار اهل معرفت بودند، يعنى خداوند تبارك و تعالى متكفّل تمام مراتب ايشان بود.

استاد ايشان حسب نقل بزرگواران و آيت‏ اللَّه نجابت خود خداوند تبارك و تعالى بود كه ايشان هم نقل قول مى‏كردند از مرحوم آيت‏ اللَّه قاضى كه مى‏فرمودند: اين مرد بزرگ (آيت ‏اللَّه انصارى) خدا را به يگانگى شناخته است.

آيت‏اللَّه نجابت مى‏فرمودند: بعد از رحلت حضرت آيت ‏اللَّه قاضى همراه شهيد محراب آيت ‏اللَّه دستغيب به خدمت حضرت آيت‏ اللَّه انصارى رسيديم، مرحوم آيت ‏اللَّه انصارى فرمودند: چرا، و براى چه اينجا آمده‏ايد؟ عرض كرديم: براى كسب معرفت خداوند آمده‏ايم. و اصرار ورزيديم.

بعد از مدّتى مرحوم آيت‏اللَّه انصارى فرمودند: بنده مدّتها است از خداوند تبارك و تعالى تقاضا داشتم كه هيچ كس مرا نشناسد، امّا چه كنم كه امر و اراده خداوند غير از اين شد.

به هر جهت بهره بسيار زيادى از اين مرد كامل داشتند.

مرحوم آيت ‏اللَّه نجابت مى‏فرمودند: مرحوم آيت ‏اللَّه انصارى در عشق به خداوند بى‏نظير بودند، و ايشان را هم ‏رديف حافظ شيرازى كه زبانزد خاصّ و عامّ است از عشق به خداوند مى‏دانستند. معروف است كه آيت‏ اللَّه انصارى در باره آيت‏اللَّه نجابت فرمودند: اگر دريايى از معارف الهى را به حاج شيخ حسنعلى بدهند سير نمى‏شود.

 

نظرى به ابعاد وجودى ايشان

وقتى به ابعاد و شخصيت اين مرد خدا (حضرت آيت‏اللَّه نجابت) مراجعه مى‏شود در مى‏يابيم كه ايشان مجتهد در تمام امور است. يعنى نياز يك جامعه را از هر جهت رفع مى‏كند و در حقيقت هدايت مى‏كند. حقيقتاً خداوند هادى است، امّا چون اين افراد به خداوند متّصل و در سرّ خداوند وارد و آگاه از اسرار الهى هستند، مردم را به حقيقت آگاه مى‏كنند. ديگر نمى‏توان گفت اين شخص فقط مجتهد است در فقه و اصول و احكام شرع، خير، ايشان به تمام امور زندگى آگاه است، يعنى امور همه به دست خداست و اينها هاديان طريق الى اللَّه هستند.

 اينگونه افراد فقط رضاى خداوند را مدّ نظر دارند و هر لحظه از خداوند كمك مى‏خواهند و مردم را به حق يعنى سنّت رسول خدا(ص) دعوت مى‏كنند، به كتاب خدا و اهل بيت عترت و طهارت دعوت مى‏كنند نه به شخص خودشان، و از اين جهت هيچ وقت نسبت به اعمال خودشان پشيمان نيستند چنانكه امام خمينى(قدس‏ سره) مى‏فرمودند: ما به وظيفه عمل مى‏كنيم پيروزى ظاهرى باشد يا نباشد.

خداوند تبارك و تعالى چنين قرار داده كه همچنان كه قرآنش را تنزّل داده، تمام اوصافش را هم تنزّل داد تا همچون محترمينى مثل آيت‏اللَّه نجابت جلوه خدا باشند، پس جلوه در تمام اوصاف امكان دارد حاصل شود، چون اراده خداوند به چنين شخصى تعلّق گرفت، خداوند حسب حال اين محترم و گنجايش اين محترم او را ذوجهات قرار مى‏دهد كه به نحو ايجاب جزئى مى‏تواند احتياجات اشخاص طالب معرفت خداوند را برطرف كند، چرا كه در اثر بندگى خدا اگر خداوند اجازه دهد هر جنبنده‏اى دراختيار اين محترم به حركت در مى‏آيد، آسمان و زمين و مافيها در اختيار اين محترمين است و به اذن خداوند مى‏توانند در هر چيز و هر كس كه بخواهند تصرّف كنند.

 چنانكه ديده مى‏شد امر و نهى ايشان بر شخص تسليم امر خداوند، شخصى كه صد در صد از تعلّقات دنيوى دست كشيده بود آنچنان مؤثّر واقع مى‏شد كه به اندك مدّتى به نتيجه و مطلوب مى‏رسيدآیت الله العظمی حاج شیخ حسنعلی نجابت شیرازی رض.JPG

+ نوشته شده در  2007/3/19ساعت 3:19  توسط ابن الجوادین  |